#تارا_پارت_228


_ نگران من نباش من حالم خوبه استراحت کن .





(. تارا. )





ماتو مبهوت به چهره ها حامد و رز خیره شدم.



جملات چند لحظه پیش رو برای خودم تکرار کردم تا باور کنم.

قابل درک نبود!

آنها برای محافظت از من ازدواج من را پذیرفته بودند؟!



#356





چهره شک زده بقیه هم دست کمی از من نداشت.

قبل ازهمه اهورا به خودش اومد گفت:



_ شما چی دارین میگین؟ به این فکر کردین که با این ازدواج چه اتفاقات بدی می‌تونه بیوفته؟



رز با آرامش نگاهش کرد و گفت:

_من به دیوید اعتماد دارم.کار اشتباهی نمی کنه، و این کار لازمه.



اصلا حوصله دوباره بحث درگیر شدن با یک و شبه های آرمان رو ندارم.



نوید گفت:

_ خوب درگیر نشدن با آرمان و دوری ازش درست،اینکه می خوایم قانع بشه هم درست.

اما هیچ میدونین با این ازدواج مجبوریم دیوید رو از ریزه کاری هامون هم باخبر کنیم؟! و چه مشکلی برامون ایجاد می کنه؟! حداقل برای محافظت از تارا مجبوریم. چون و بعد از ازدواج به خونه دیوید میره، مجبوریم برای جلوگیری اتفاقات بد دیوید رو مطلع کنیم.





رز از آرامش حرف می زد و نوید از اتفاق بد !حامد از روز هایی می‌گفت که باید کنترلشان می‌کرد!

و روز هایی که در آینده انتظار آن را می کشیدیم!





گویا برای کنترل طاهری اوضاع مجبور به پذیرش ازدواج بودم.



#357





هانا نگاهی بهم انداخت و گفت:

_ واقعا شما تصمیم گرفتین تارا و دیوید باهم ازدواج کنن؟!





رز نگاهی بهش انداخت و گفت:

_ نگاهی به دختر گفت اشکالی داره هانا جان ؟



هانا گفت:





_اخه اگه رفتارهای دیوید رو توی مسابقه در نظر بگیریم و اینکه آرمان از رفتارهای اون توی سابقه با خبر بشه امکانش هست که به دردسر بیفتید اصلا فکر کردین؟!





بازم یه دردسر جدید!

با یادآوری خاطرات از خودم میپرسیدم باید چیکار کنم؟ و بیشتر به شک می‌افتادم.



که این ازدواج رو قبول کنم یا نه؟!

اما وقتی به وضعیت الان فکر می کردم به این نتیجه می‌رسیدم که راهی جز قبول کردن ندارم، و باید با خودم و جنگی که درونم شروع شده بود کنار می اومدم.





باید باور می‌کردم منی که الان اینجا حضور دارم، تارا هستم!



#358





تارا بودن عجیب بود. شوکه کننده و وحشتناک بود.

یکباره تمام وجودم آتش میکشید.ولحظه ای دیگر تمام احساساتم را با ه مخلوط میکرد.



گویی در یک بحران و سردرگمی فرو رفته بودم.





مثل یک گلدان که بدون آب نفس می‌کشد!


romangram.com | @romangram_com