#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)
#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)_پارت_165


-همین

پاکت را میگیرم و دوباره جستجو میکنم .

-باید با این شماره تماس بگیریم ؟

بی هیچ وقفه ای شماره را میگیرم بعد از چند بوق صدای ضبط شده ای مدام تکرار میشود .

"بیا به اون آدرس اما تنها .....هیچ کس از موضوع بویی نبره "

قضیه بیش از اندازه مشکوک است شاید هم یک شوخی بی معنی است که کاوه راه انداخته است .

اما با شناختی که نسبت به کاوه دارم این کار محال است خدایا شاید کسی کاوه را به گروگان گرفته است .

-میخوای تنها بری ؟

-آره دیدی که چی گفت

-اینم شانس منه بعد عمری از یه سوژه خوشمون اومد اونم گیر آدم ربا افتاد

-حمیرا بس کن تو فعلا برو به کسی هم چیزی نگو اینطوری خیلی بهتره

برگ سی و چهارم : عارضه

سروین

این روزها حواس پرتی ام واقعا معضل شده است شاید این بهم ریختگی در زندگی ام دلیل همه ی آنهاست .

-ببخشید خانوم دکتر صدام کردین ؟

-نه کی صدات زدم بیخودی میای

با نگاه مستقیم و حق به جانب اش باز هم مرا متهم میکند کم کم باورم میشود بخشی از مغزم به درستی کار نمیکند .

-هرجور میل شماست


romangram.com | @romangraam