#سولمیت
#سولمیت_پارت_135


- الو؟ سلام! امیدم

- سلام امید خوب هستی؟

- ممنون. خواب که نبودی؟

چشمهام رو با دستام مالش دادم و گفتم: نه.. بیدارم

- راستش غرض از مزاحمت می خواستم درباره ی حسام بپرسم. باهاش کار دارم ولی هرچی می گیرمش شمارش در دسترس نیست. تو خبری ازش نداری؟

- نه امید.. حسام از ایران رفته

-چی؟ از ایران رفته؟

- آره پدرش براش اقامت گرفته

- کار ضروری داشتم.. چطور بی خبر گذاشته رفته آخه

- یه ماه میشه الان..

- باشه.. پس.. می تونم با خودت حرف بزنم؟

- اره بگو. گوش می کنم. چی شده؟

- نه باید حضوری بگم.

- من کل فردا وقتم آزاده


romangram.com | @romangraam