#سقوط_یک_فرشته__پارت_221

«ولی چطور ممکن است، بالاخره اتاق نمی خواهد؟ اگر بخواهیم او را به اتاق خوابی ببریم قطعا اهل خانه متوجه خواهند شد.»

باشنیدن این حرف تمام آثار یاس و ناامیدی درچهره ریچارد پیدا شده و سر بروی دست نهاده اشک از دیدگان جاری ساخت، با سابقه ای که از احوال کورنی داریم میدانیم قلبش غیر از زبانش بوده حتی قبل از اینکه موضوع فکر کارلایل را به خود متوجه کرده باشد او برای ماندن ریچارد در مغز خود نقشه ها طرح کرده و خیالات بافته بود. به همین جهت موضوعی به نظرش رسیده و گفت:« یک موضوع حتمی و یقین است اگر تو بخواهی شب را در اینجا به سر بری به طور قطع جویس خواهد فهمید و اشکال کار هم همین است زیرا او ترا قاتل پدرش تصور می کند.»

ریچارد ازین حرف به هیجان آمده گفت:« باشد بگذارید او را خودم ببینم، بگذارید به او ثابت کنم که قاتل پدرش من نیستم، آقای کارلایل شما که از موضوع اطلاع داشتید چراقضایا را برای او شرح ندادید؟»

قبل از اینکه کارلایل پاسخی به او بدهدخانم کورنی اظهار داشت:

«در عقب اتاق من اتاق کوچکی هست، ریچارد می تواند شب را در آنجا به سر برد ولی شرطش این است که بتوانم موضوع را به جویس حالی کنم زیرا در هر صورت او خواهد فهمید.»

کارلایل جواب داد بهتر است من جویس را ببینم و قضایا را به نحوی برای او روشن کنم و با اینکه می دانست جویس جدا معتقد به تباهکاری ریچارد می باشد و او را قاتل پدرش می داند و در عقیده خود راسخ است باز چون اعتماد به فطرت پاک او داشت بیرون رفته و شخصا جویس را احضار کرد.چون جویس به نزد او آمد آغاز به سخن کرده گفت:

«ویس،به یاد داری که تاچند وقت پیش ازین عقیده قطعی تو این بود که افی خواهرت به دنبال ریچارد رفته است؟ چندین بار به تو گفتم که ممکن است این تصور خطا باشد ولی تو قبول نکردی تا آخر به خودت ثابت شد که جریان قضایا غیر از آن بوده است.»

«همینطور است که می فرمایید.»

«بنابراین تصدیق می کنی که عقیده و نظریه من از حقیقت دور نبوده تا وقتی که چیزی بر من ثابت نشود درباره آن اظهار عقیده نمیکنم، درآن مواقع من می خواستم به تو ثابت کنم که خواهرت به دنبال ریچارد نرفته و روزگار آنرا به تو ثابت کرد،وحالا می خواهم عقیده تو را در موضوع دیگری تغییر دهم و همین قدر بدان من دلایل قطعی برای آن دارم و خودم اطمینان کامل به آنچه می گویم پیدا کرده ام.»

«آقا،من اطمینان کامل دارم که هرچه شما می گویید جز حقیقت چیز دیگری نیست و قضاوت شما درهرمورد درست و صحیح است.»

«بنابراین به شما بگویم به عقیده من قاتل پدرشما ریچارد هایر نبوده است.»

جویس از روی وحشت و تعجب بی اختیار فریادی برکشید، کارلایل سخن ادامه داده گفت:

«برای من مثل روز روشن است که ریچارد هایر در قضیه قتل کاملا بی گناه است،سالهاست که من این موضوع را فهمیده و سال به سال دلایل تازه ای برای صحت آن بدست آورده ام.»


romangram.com | @romangram_com