#سقوط_یک_فرشته__پارت_179
یک سال از حوادثی که شرح داده شد گذشته بود. این یک سال را ایزابل در نقاط مختلف اروپا گذرانیده گاهی به اتفاق فرانسیس و زمانی تنها و بدون مونس بسر برده و هر روزیکه بر او می گذشت او را بهتر به حقایق زندگانی آشنا می کرد در حدود شش ماه از این یکسال را فرانسیس له ویزون به بهانه های مختلف از او دوری جسته گاهی در پاریس زمانی در روم و چندی در برلن و وین به خیال خود سرگرم و ایزابل را به دست تنهایی سپرده بود.
از آن شبی که خانه شوهر خود را ترک گفته و اطفال خود را رها کرده تا این لحظه که از وی گفتگو می کنیم یک دم روی آرامش، صفا، نشاط و شادمانی به خود ندیده و لحظه ای را به خوشی نگذرانیده بود. این زن در یک لحظه بیخودی و به سائقه بخل و حسد زنانه و هیجان های روحی و فکری قدمی در زندگانی برداشته بودکه دیگر امید بازگشت نداشت.
هماه شب اول در همان لحظات نخست و در موقعی که هنوز از حوالی ایست لین دور نشده بود ناگهان مانند کسی که از خوابی گران بیدار شود به خود آمده موقع خطرناک خود را دریافته بود. پرده وهم و پندار از جلو دیده او بیکسو شده حقیقت امر با چهره خشن و بیرحم خود جلوه گر گردیده و از آن همه جلوه و جلاء جز سیاهی چیزی بر جای نمانده و همین کافی بودکه روح و فکر او را برای همیشه دچار رنج پشیمانی و اندوه ندامت کند و خاطرش را برای همیشه آزار کرده آسودگی و فراغ خاطر را از او سلب نماید.
در این هنگام که از او و فرانسیس له ویزون گفتگو می کنیم هر دو به اتفاق هم در ژرنال بسر می بردند. کاپیتان له ویزون در این نقطه ساختمانی مجلل اجاره کرده و به اندازه کافی مبل و تجمل آماده کرده بود. خانم ایزابل نمی خواست در این نقطه مخصوصاًُ در این خانه بماند. وضع ساختمان آنطوری بود که در معرض باد و طوفان قرار گرفته و به حال ایزابل مناسب نبود. بعلاوه ایزابل می خواست در نقطه ای بسر برد که نزدیک به لندن بوده و بتواند گاهی اطلاعاتی از شوهر سابق و اطفال خود به دست آورد. باید دانست که ایزابل دیگر در نظر فرانسیس آن موجود زیبا و طناز سابق نبود. تمایلات او دیگر بهیچوجه رعایت نمی شد.
ساعتی چند از روز گذشته و آفتاب برآمده بود ولی باز ایزابل نمی خواست از بستر خارج شود. ایزابل خواهی نخواهی از جای برخاست و بطرف اطاق غذاخوری رفت. در همین وقت نوکری که اخیراً فرانسیس استخدام کرده و پیتر نام داشت وارد گردید. ایزابل چون او را دید با شوق و ذوق زیاد از او پرسید:
«آیا روزنامه یا مجله ای رسیده است؟»
پیتر جواب داد: «خیر خانم. روزنامه و مجله در کار نیست ولی دو نامه به عنوان آقا رسیده.»
پیتر دروغ می گفت: فرانسیس له ویزون مخصوصاً به او سپرده بودکه هیچ روزنامه یا مجله ای را پیش از اینکه شخصاً بازدید کند به دست ایزابل ندهد و آن روز هم پیتر به متابعت دستور ارباب خود روزنامه ها را کنار گذاشته بود تا قبلاً آنها را از نظر فرانسیس بگذراند. پیتر از آنجا خارج شده بسوی اطاق فرانسیس روان گردید ایزابل نیز نامه ها را برداشته مانند کسی که راجع به موضوعی چشم انتظار است نگاهی به عنوان پاکتها افکند. مدتی پیش اطلاع حاصل کرده بود که کارلایل از محاضر تقاضای طلاق او را کرده ولی معلوم نبود آیا تقاضای مزبور قبول و موضوع خاتمه یافته است یا خیر نگرانی ایزابل مربوط به همین موضوع بود از فرانسیس له ویزون طفلی در شکم داشت تنها راه جلوگیری از بدبختیهای بیشتر و یگانه طریقی که ممکن بود فرانسیس مصائب ایزابل را جبران کند این بود که پیش از تولد کودک موضوع ازدواج خود را با ایزابل که از یکسال پیش پیوسته به او وعده داده بود عملی کند و این نیز مادام که قضیه طلاق ایزابل انجام نیافته بود امکان نداشت. ایزابل در این قسمت نمی توانست نسبت به فرانسیس و حسن نیت او بدگمان شود. متوجه نبود که فرانسیس با تمام قوا از وقوع چنین امری گریزان است نمی دانست که پیش از خود او چند زن و دختر دیگر به دست فرانسیس به همین سرنوشت دچار گردیده و پایان کار آنها به خودکشی کشیده است. مسلماً ایزابل به تدریج دریافته بود که این مرد که آبرو و حیثیت و نیکبختی خود را در راه او فدا کرده آدمی نالایق است با وجود این هنوز او را چنانکه باید نشناخته بود.
کاپیتان له ویزون با صورت نشسته، ریش نه تراشیده و در حالی که پی در پی خمیازه می کشید وارد اطاق شده روی صندلی پشت میز غذاخوری قرار گرفت هنگامی که از در وارد شده با کمال سردی سلامی داد و ایزابل نیز به همان سردی سلام او را جواب گفت فرانسیس پرسید:
«بطوری که شنیده ام یکی دو نامه رسیده مال شما است یا من.»
«هر دو به عنوان خود شما است. این بگفت و پاکت ها را پیش روی فرانسیس گذاشت روابط بین این دو تن از مدتها پیش سرد و بیروح شده و مخصوصاً فرانسیس بکلی تغییرماهیت داده و آن آدمی نبود که سال پیش یک لحظه از ایزابل جدا نمی شد.
فرانسیس نامه ها را برداشت. اولی را باز کرد و چنین خواند:
«آقا با کمال احترام اطلاع می دهد که تقاضای کارلایل قبول و بدون اینکه مواجه با اشکالی شود موضوع طلاق خانم ایزابل عملی شده است. ما بر حسب تقاضای خود شما مراقب بودیم که فوراً موضوع را به شما خبر دهیم.»
romangram.com | @romangram_com