#شاه_کلید__پارت_62
ـ برو تا نزدم لهت نکردم رزیـــــــــــــتا!
خندیدم و رفتم تو اتاقم و در و بستم! خوشم میاد مامانم به روزه!!!
یه نفس عمیق کشیدم و چشامو بستم! دوباره به ارامش رسیدم... عاشق اتاقمم... همیشه اینجا احساس ارامش میکنم...یادمه وقتی از چیزی ناراحت بودم خودمو پرت میکردم رو تختم و گریه میکردم تا خالی شم...بعدش اروم میشدم... حتی دیواراشم بهم ارامش میدن!!! لبخندی زدم و طبق معمول مقعنه ام رو در اوردم و شوت کردم رو تخت که یاد حرف مامانم افتادم که میگفت اگه مقنعه ات چروک باشه اتو بی اتو!!!!!! منم که اصلا حوصله اتو کشیدن نداشتم پس با بی حوصلگی لباسامو دراوردم و اویزون کردم به چوب لباسی... یه بلوز و شلوار ساده به رنگ مشکی پوشیدم و موهامو باز کردم تا یکم هوا بهش بخوره!!!
موهام دیگه تا کمرم میرسه... کلی به مامانم اصرار کردم تا بذاره بلندشون کنم! چون میگه موی بلند جلوی رشد رو میگیره!!!! ولی به هرحال من موهای بلندمو بیشتر دوس دارم! وقتی موهام کوتاه بود زیاد به حالتش اهمیت نمیدادم اما الان که بلند شده میفهمم که چه موهای قشنگی دارم... دلم نمیاد کوتاهشون کنم... وقتی میبافمش حالت آبشاری میشه اما وقتی نمیبافم درحالت عادی حلقه حلقه میشه... این همون چیزیه که میخوام... باید با یاسی رقابت کنم اگه تو این رقابت برنده بشم تو انتقام از سپهر هم موفق میشم!!! با اینکه ثنا گفته فکر انتقامو از سرت بیرون کن اما من هنوزم دارم بهش فکر میکنم... میگن اگه ببخشی خیلی بهتره تا تلافی کنی! اما من نمیتونم ببخشم! مگه احساسات من اسباب بازیه که باهاش بازی کنن؟! من یه دخترم، دختری با احساسات لطیف و دخترونه... این یه وسیله بازی نیست... احساساتم برام ارزش دارن... وسیله ای واسه سرگرمی بقیه نیست... چیزیه که من باهاشون زندگی میکنم... بازی کردن با احساسات غیر قابل بخششه! البته از نظر من! من که نمیبخشم... وقتی یاد اون روزای غم انگیز زندگیم میوفتم قلبم فشرده میشه... من به ثنا دروغ گفتم که سپهر رو فراموش کردم... من هنوز فراموشش نکردم اما دیگه عاشقش نیستم... نسبت بهش بی تفاوت هم نیستم... اگه بی تفاوت بودم دیگه به فکر انتقام هم نبودم... اما ازقدیم گفتن لذتی که تو بخشش هست تو انتقام نیست!!! این حرفا مال زمان قدیمه! نسل جدید میگه لذتی که تو بخشش هست دو برابرش تو انتقام هست!!!! بله اینطوریاس اقا سپهر!
از جلوی آینه کنار رفتم تا دیگه بیشتر از این با خودم حرف نزنم که ملت بگن رزیتا دیوونه اس!!!
سریع خودمو رو تختم پرت کردم و لبتابمم گذاشتم رو پام و روشنش کردم... دو ساعت طولش داد تا بالا بیاد! البته به دقیقه نکشید اما از نظر من دو ساعته!!! از بس عجله دارم! بعد از اینکه رمزو زدم تمام فولدرامو زیر و رو کردم تا یه آهنگ خنده دار پیدا کنم!!!!! دلم میخواست یاسمن ضایع بشه و خودمون هم یه فیضی ببریم! اما هرچی گشتم هیچی پیدا نکردم جز آهنگ سقا خونه از عباس قادری!!! این از نظرم خنده دار ممکنه باشه!!! ولی من یه چیز دیگه هم میخوام!!!
سریع رفتم تو گوگل یا همون گاگول خودمون و آهنگای طنز رو سرچ کردم...
یه اهنگ از جعفر که طنز بود نظرمو جلب کرد!!! اسم خواننده اش برام جالب بود مخصوصا وقتی موضوعش طنز و رپ هم باشه! رو لینکش کلیک کردم و بعداز خوندن جزئیات چندتا از آهنگاشو دانلود کردم...
همشون خیلی کوتاه بودن اما واقعا خوشم اومد واسه اینکار عالی بودن!!!
این و با اهنگ سقا خونه با چندتا آهنگ مجاز ریختم رو سی دی و قشنگ شماره های اهنگارو حفظ کردم که اگه فردا قرار شد سی دی رو بذارن بدونم کدوم اهنگ بعد کدومه!!!
با خوشحالی سی دی رو گذاشتم رو میز تا فردا ببرمش... روش هم نوشتم آهنگ های رضا صادقی!!!! اوخی چقدر من دختر گلی ام!!! لبتابو خاموش کردم و رفتم بیرون پیش مامانم.
مامان در حال ظرف شستن بود... با دیدنش لبخندی زدم و یه تعارف الکی زدم:
ـ مامان جون کمک نمیخوای؟!
مامان ـ اوا قربون دستت چرا بیا اینا رو آب بکش!!!!
با من و من گفتم:
ـ مامان جان حالا من یه تعارف زدم توهم باید زودی قبول کنی؟!
مامان خندید و گفت:
ـ دیگه من قبول کردم حالا بیا کمک خسته شدم از صبح تا حالا دختر! پاشو بیا پس فردا بخوای شوهر کنی بگن حداقل این دختره ظرف شستن بلده!!! نگن بی عرضه اس!!!
romangram.com | @romangram_com