#شاه_کلید__پارت_321


ـ تو خیلی فاسدی!!!

با اخم گفتم:

ـ سپهر چیزی گفته؟!

شهاب ـ همه اون چیزایی که تو باید میگفتی رو سپهر گفت...

من ـ من چیزیو ...(خب من با سانسور براش تعریف کردم!)...

شهاب ـ همه چیزو تعریف کردی نه؟!

من ـ خب...ام...

شهاب ـ بذار بهت بگم چیارو به من نگفتی...! سپهر گفت وقتی با اون بودی با چند نفر دیگه هم بودی! یعنی این آخر فاسد بودن تو 14 سالگی... تازه یه چیزایی هم میگه ... میگه خودت موافقت کرده بودی برای یه کاری...!!!

با چشمای از حدقه در اومده گفتم:

ـ و توهم حتما باور کردی؟!

شهاب ـ قیافه اش به دروغگوها نمیومد...

من ـ توهم باور کــردی؟!

شهاب ـ رزیتا من از تو دفاع کردم...ولی قیافه سپهر خیلی جدی تر از این حرفا بود که دروغ بگه...

من ـ شهاب من فقط با سپهر دوست بودم...موافقت منم فقط در حد یه بوس کوچولو بود اینقدر مسخره نباش! چرا حرف همه رو باور میکنی؟!

شهاب ـ روی تو حساسم خوب شد؟ یعنی تو میگی فقط یه بوس کوچولو بود؟ سپهر یه چیز دیگه میگه که درست نیست بگم!

با حرص گفتم:

ـ تو هنوز نفهمیدی سپهر داره زیرآب منو میزنه؟!


romangram.com | @romangram_com