#شاه_کلید__پارت_315


خندیدم و گفتم:

ـ باشه ولی شهاب منو میخوره ها!

همه دوباره خندیدن و من بلند شدم،دوباره صدامو کلفت کردم و به جای کتاب یه بالش زدم زیر بغلم و همینطور که خیلی متشخص کپی شهاب راه میرفتم گفتم:

ـ الان میام میخورمتون!

با این حرف من دوباره همه زدن زیر خنده که شهاب محکم زد تو بازوم و گفت:

ـ آخه ضعیفه من کی همچین کاری کردم که این دومیش باشه؟!

من ـ صدات کلفته!

شهاب ـ پس عمه من بود میگفت شهاب صدات خیلی قشنگه؟!

من ـ اوا من کی گفتم؟!

شهاب ـ وقتی تو خواب با خودت حرف میزدی!

دوباره همه خندیدن...! خب واقعا صدای شهاب قشنگه ، صدای بم و کلفت! خوشم میاد!

شهاب کلی واسم با چشم و ابرو خط و نشون میکشید امینم هی مسخره اش میکرد! ولی میدونستم شهابم بد کرم نمیریزه...!!!چند دقیقه بعد حوصله ام واقعا اونجا سر رفت در واقع فقط خودم نقش یه دلقک داشتم!!!!! به خاطر همین رفتم تو یه اتاق خالی و mp4 شروع کردم به آهنگ گوش دادن...بهتر از هیچی بود...اینقدر خفن تو حس رفته بودم که متوجه نشدم شهاب وارد شد....داشتم زیر لب آهنگو زمزمه میکردم که شهاب یکیشو از گوشم کشید و گذاشت تو گوش خودش...!!! یکم خودشو بیشتر چسبوند به من کنارم نشست...از حس اهنگ خارج شدم حالا قلبم داشت تند تند میزد...هنوزم به این نزدیکیا عادت نکرده بودم!

شهاب ـ چیه جوجو؟! میترسی؟!

خندیدم و گفتم:

ـ از کی از تو؟! ( و صدامو کلفت کردم و گفتم) عمراً...!

شهاب خندید و گفت:

ـ میبینیم!


romangram.com | @romangram_com