#شاه_کلید__پارت_237
من ـ خونه آق... ببخشید منظورم اینه که میرم پیش ...پیش... چیز، خونه کیمیا!
(کیمیا کیه دیگه؟! منم بلد نیستم دروغ بگما اصلا خوب نیستم توش!)
مامان ـ به چه مناسبتی انشالا؟!
من ـ به مناسبت درس خوندن!!!!!
مامان ـ کیا هستن؟!
من ـ اری و مهری و سارا!
مامان ـ رزیتا ؟
همینطور که آرایش میکردم گفتم:
ـ جانم؟!
مامان ـ راستشو بگو! من تورو میشناسم!
من ـ منم تورو میشناسم مامان! تو مامانی منم رزیتا!
مامان ـ مسخره بازی درنیار! راستشو بگو با این تیپ اخه میرن درس بخونن؟!
من ـ مامان اگه راستشو بگم....
مامان ـ نترس کاریت ندارم! من نگرانتم رزیتا!
من ـ خب...میرم تولد..
مامان ـ کی؟
من ـ س...سمین!!!!
romangram.com | @romangram_com