#شاه_کلید__پارت_215


و بعد از اون رسیدم به سپهر.... برای اینکه کسی شک نکنه فقط باهاش دست دادم ولی مثل ارسلان عادی باهاش رفتار کردم... با شهاب هم دست دادم و دور از چشم بقیه یه لبخند مکش مرگ ماهم بهش زدم تا چشم سپهر دربیاد! فعلا تنها کاری بود که میتونستم تو اون لحظه بکنم و شهابم نامردی نکرد و یه چشمک بهم زد که مطمئن شدم میتونم رو کمکش حساب کنم...

برگشتم که ببینم ارمینا و مهرناز چیکار میکنن... آرمینا رو دیدم که داره با بقیه سلام و احوال پرسی میکنه... وقتی به ارسلان رسید رو جفتشون دقیق شدم... ارمینا با بی تفاوتی نگاهش میکرد... انگار برای یه فرد عادیه... چه خوب تونسته کنار بیاد با این قضیه ... اما من؟! خاک تو سرت کنن رزیتا! ولی ارسلان... اون که الان باید با دمش گردو بشکونه پس چرا اینقدر ناراحته؟! هرچی هست حقشه لیاقت نداره دیگه! کلا این سپهر و ارسلان بی لیاقتن! این نسرینم که از اول که دیدمش همش چسبیده به سپهر و جم نمیخوره... ولی سپهر اصلا بهش توجهی نداره... نسرین داشت از بی توجهی دیوونه میشد!!! وقتی دید از سپهر خیری بهش نمیرسه اومد طرف ما... راستش اولش فکر کردم که میخواد بیاد طرف من اما دقت که کردم دیدم اومد پیش شهاب! هیچی نگفتم تا ببینم حرف حسابش چیه!!! لبخند پرعشوه ای زد و گفت:

ـ رزیتا جون معرفی نمیکنی؟!

چشمامو الکی گرد کردم و گفتم:

ـ وا نسرین! مگه باهاش تاحالا اشنا نشدی؟!

نسرین ـ افتخار اشنایی ندادن!

اخ دمت گرم شهاب. بهش نگاه کردم که به روم لبخندی زد.

دستمو دور بازوش حلقه کردم و به حالت خیلی صمیمی گفتم:

ـ نسرین این شهاب پسرخاله امه! شهاب اینم نسرین دخترعمومه!!!

نسرین دستشو آورد جلو تا با شهاب دست بده ولی شهاب فقط به گفتن"خوشوقتم" اکتفا کرد... نسرین به طور واضح پنچر شد...نسرین به ساعتش نگاه کرد و تشنگی رو بهونه کرد وگفت:

ـ ببخشید من برم آب بخورم الان برمیگردم!

حالا حتما باید اعلام میکردی؟! با رفتنش منو شهاب ریز ریز خندیدیم... مهرناز و آرمینا هم که انگار متوجه ماجرا شده بودن شروع کردن به خندیدن!

هنوزم کسی مشغول نواختن پیانو بود... بعضیا رفته بودن و میرقصیدن... تازه یادم افتاد سارا و شایان نیستن!!! با تعجب چشمامو دور تا دور سالن چرخوندم تا ببینم کجان!!! ولی وقتی پیداشون نکردم سقلمه ای به مهرناز زدم و گفتم:

ـ سارا و شایان کجان؟!

مهرناز ـ اوناهاشن! دارن پیانو میزنن دیگه نابغه!

چشمام از حدقه زد بیرون!

من ـ جـــــــان؟! پیانو میزنن؟! واه واه واه چه غلطا؟!


romangram.com | @romangram_com