#سرنوشت_وارونه_پارت_209
دست گذاشت تو جیبشو و یه جعبه ی قرمز رنگی در اورد و گرفت جلوم و گفت: خانم خونم میشی؟
از شهاب این همه ابراز علاقه بعید بود واقعا نمیدونستن چی بگم؟بین شهاب و پیمان باید یکی انتخاب میکردم ولی کی؟من کیو دوست دارم؟اصلا من به کسی علاقه دارم؟
رو بعش گفتم: بزار فکر کنم
لبخندی زد و گفت: باش عزیزم هر چقد میخوای فکر کن
در سکوت شام خوردیم،بعدش خواست برسونم ولی نذاشتم میخواستم پیاده روی کنم،باید فکر میکردم به این زندگیم،به اتفاقا،به این عشقای یهویی که به وجود امد!یهویی؟شاید فقط واسه من یهویی بود!پیمان گفت عاشقم!شهاب هم گفت عاشق!این وسط من کی رو می خوام؟ پیمان و یا شهاب؟یا یه شخص ثالث؟شخص ثالث؟مگه داریم؟اصلا اگه این دوتا عاشق رد کنم کس دیگه ای هم می مونه؟یعنی کس دیگه ای هم عاشق من میشه؟آره میشه مگه من چی کم دارم؟
من همیشه دوست داشتم با عشق ازدواج کنم،ولی الان این احساس یک طرفس،اون دوتا ادعای عاشقی میکنن در صورتی که من عاشق نیستم!واقعا نیستم؟یعنی من شهاب و پیمان با کس دیگه ای ببینم ناراحت نمیشم؟نمی شکنم؟
خب نه!خیلی گیج بودم اصلا نمیدونستم چی میخوام به خودم که امدم جلوی خونه ی سناییا بودم
در زدم و رفتم داخل،بی حرف راه اتاقم در پیش گرفتم و داخل شدم و در بستم.
لباسامو عوض کردم و پریدم سر تخت فکرم در گیر بود،درگیر این احساسا در گیر عشق این دو نفر درگیر خودم درگیر آرش درگیر همه چی،و تنها چیزی که برام مجهول مونده اینه که چرا کسی از مرگ آرش ناراحت نیست؟ چرا ؟ حتی شهابم ناراحت بنظر نمی امد!اصلا آرش براشون مهم بود؟یعنی اگه منم اینطور بکشن براشون مهم نیست؟
وچرا کسی سراغ آرش نمی گیره؟اصلا جنازشو کجا بردن؟چرا من به هیچ جوابی نمیرسم؟
باید از پیمان بپرسم،باید بدونم کجا دفنش کردن.
با فکری مشغول به خواب رفتم....
••••••••••••••••••••••••••••
صبح با صدای جیغی از خواب پریدم ترسیده دور و اطرافمو نگاه کردم که پوپک دیدم نیشش باز و جلوم ایستاده اخم کردم بهش و گفتم: مگه مرض داری جیغ میزنی؟
صداشو بچگونه کرد و گفت: خب خاله ژون من میخواشتم بیدالت تونم ولی بیدال نمی سُدی
_خو حالا درست حرف بزن
_باشه حالا بلند شد که دیر رفتیم
با گیجی گفتم: کجا؟
_یعنی چی کجا ؟یعنی به این سرعت یادت رفت؟
_خب الان مغزم کار نمی کنه
_مگه یادت رفت امروز همون روزیه که قرار گذاشتیم برین شمال دیگه
تازه یادم افتاد گفتم: اها خب اینو زودتر بگو،باشه الان آماده میشم میام
romangram.com | @romangram_com