#سرنوشت_وارونه_پارت_189
_جدی؟آخی،خب چخبر
_سلامتی
_اها،سلامت باشی
_تو چخبر
_منم سلامتی خبری نیست اینجا
_حالا فردا میام کلی باهات حرف دارم
_خب الان بگو
_نه دیگه نمیشه باید ببینمت
_درباره ی چی هست حالا؟
_درباره ی یه عاشق
_وا
_والا
_بگو دیکه اذیت نکن
_نچ فردا
_ایشششش باشه اصن بای
قطع کرد،حندم گرفت دختر دیونه
بلند شدم رفتم بیرون
فقط حامد بود که داشت تیوی نگاه میکرد یه فیلم اکشن
رفتم نشستم پیشش و منم باهاش همرا شدم و تیوی نگاه کردم
فیلم باحالی بود پر هیجان فیلم که تمام شد،رو به حامد گفتم: وای چه فیلم باحالی بود خیلی خوشم امد اسمش چی بود؟
حامد سکوت کرده بود هیچ جوابی نداد
_حامد؟
بازم سکوت کلا توی این دنیا نبود چندبار دیگه صداش کردم که بالاخره به خودش امد
_بله؟
_میگم اسم فیلم چی بود؟
romangram.com | @romangram_com