#سرنوشت_وارونه_پارت_179

_وا یعنی دوشغل همزمان

_آره اشکالش چیه؟

_هیچی

یهو گفتم: راستی اردلان خانم نقشه داره مطمئنم مراقب خودتون باشید

_منظورت چیه؟

خواستم جواب بدم که آقا حسین امد داخل و منم حرفمو خوردم و مشغول صبحانه شدم....

بعد از صبحانه بلند شدم و رفتم سمت اتاقم که با حامد مواجعه شدم سلامی کردم و رفتم اتاقم که تازه یاد حرفای پوپک افتادم

وای باید ازش بپرسم خواستم برم بیرون که بیخیال شدم بعدا میپرسم

خلاصه لباس پوشیدم و آماده رفتم پایین همه دور میز جمع بودن و داشتن حرف میزدن پرستو جونم پای تیوی بود رفتم سمتش و گفتم: چی میکنی

همینطور که تخمه میشکوند گفت: خوب شد امدی بیا بشین دارم فیلم نگاه میکنم

_فیلم چی؟

_ترکی دیشب ندیدمش الان تکرارش سریالیه

_اها اسمش چیه؟

_دست سرنوشت

_ا جریانش چیه

_نگا این دختر رو میبینی اسمش الیف از لحاظ مالی خیلی ضعیف و.......





خلاصه تقریبا جریان سریال برام گفت بنظر جالب می امد منم نشستم نگاهش کردم





نمیدونم چقد گذشت که پیمان امد بالا سرم و گفت: باید بریم شرکت

سرمو تکون دادم و خدافظی کوتاهی از پرستو کردم و با پیمان همرا شدم






romangram.com | @romangram_com