#سرآغاز_یک_احساس
#سرآغاز_یک_احساس_پارت_195
هیوا با هر کلمه ای که از دهن مهسا میاومد بیرون چشماش گشادتر میشد....با گیجی تمام گفت:دروغ میگی؟!
_اشکان: هیوا ینی آدم پنچری گاری بگیره تو آفتابه شیرموز بخوره اینجوری ضایع نشه
با این حرف اشکان دوباره صدای خنده ی همه اوج گرفت هیوا اومد جواب اشکانو بده که یهو پریناز گفت:هستی سیا داره میاد
سیاوش اومد و دقیقا پشت هیوا ایستاد....هیوا برنمیگشت نگاش کنه
_سیاوش:پیشی بیا بریم این رفیقتو به من نشون بده ببینم چه جوری جرات کرده 8 سال گم بشه که خواهر من ناراحت باشه
_هستی:داداشی دوستم همینجاست
سیاوش نگاهی به جمع کرد و گفت:خوب اینکه مهسا تتلیتیه..اینم که پری خره ی خودمونه....
پریناز پرید وسط حرفش و گفت:سیا خیلی خری
این حرفو که زد پامو بلند کردم و با تمام قدرت پاشو له کردم.....چون کفش من پاشنه بلند بود و کفش پری تخت بود خیلی دردش اومد...جوری که اشک تو چشماش جمع شد...داشت اه و ناله میکرد و فوش بارم میکرد که گفتم:دفعه آخرت باشه با داداش من اینجوری حرف میزنی هاااا....اگه دوباره تکرار بشه دفعه ی بعدی پاتو قطع میکنم عزیزم
سیا ی خنده ی ریز کرد و کش دار گفت:فددددددااای تو
بعدم گونه ی من رو کنارش ایستاده بودم بوسید
_پریناز:عاره دیگه آقا سیاوش لوسش کن،لوسش کن......تشویقش کن که دفعه بعدی گردنمو بزار لای گیتون...منم که اصن مهم نیستم که قربونی همدیگه کنید
بعدم قهر کرد و رفت سمت مهرداد اینا
_سیاوش:اوخ اوخ اوخ اوخ...قهر کرد
خندیدم و گفتم:بزار هیوا رو بهت نشون بدم بعدش میریم منت کشی
دست هیوارو گرفتم و به سمت سیاوش چرخوندم و گفتم:اینم خواهر بزرگه ی من که گم شده بود....هیوا
هیوا جونی این اقایی هم که میبینی عشق منه زندگی منه اصلا نفسمه....سیاوش
تو مدتی که من داشتم سیا رو معرفی میکردم لپای هیوا از خجالت گل انداخته بود و بقیه هم داشتن ریز ریز اون پشت میخندیدن....اما نمیدونم چرا سیاوش با دیدن هیوا اخماش رفت توهم....
هیوا به زور لبخندی زد وگفت:بله...ما قبلا همدیگه رو دیدیم
_سیاوش:بله زیارتشون کردم....
بعدم با تمسخر گفت:اونم چه زیارتی.....
رو به سیاوش گفتم:مگه چی شده بود تو اون زیارت...هان؟!بگو ببینم سیا
سیاوش دستشو گذاشت تو کمرم و گفت:بعدا میگم برات خواهری ( این حرف از جانب سیاوش همون مودبانه ی فعلا خفه شو عزیزم خودمونه )
بعد رو کرد به هیوا و گفت: فک نمیکردم دوستی که اینقدر ازش تعریف میکردی ایشون باشن....اصلا به تعریفایی که گفتی شباهت نداره.....
romangram.com | @romangraam