#سرآغاز_یک_احساس
#سرآغاز_یک_احساس_پارت_196

هیوا که به خاطر سوتی که داده بود زبونش قفل کرده بود هیچی نگف و فقط ذل زده بود به سیاوش...اونم ی پوزخند تحویلش داد و رو به من گفت: خواهری مهرداد اینا کجان؟!

همون لحظه مهرداد و پرهام و پری اومدن سمتمون و مهرداد با خوشرویی دستشو به طرف سیاوش دراز کرد و گفت:بههه داش سیا...نمیگی نمیای اینجا دل ما برات تنگ میشه

_سیاوش:قربون داداش

_هستی:علیک سلام آقا مهرداد...حالا شما خوبه...منم خوبم ممنون.....نو که بیاد به بازار کهنه میشه دل آزار دیگه...باشه دارم برات...این سیاوش مهمون همین ی شبه....من کار دارم بعدا با شما نشونت میدم

مهرداد زد زیر خنده و گفت:سلام خانوم حال شما....چه خوشگل شدی زلزله...باور کن نشناختم فک کردم ی دخیه که سیا مخ کرده...من که مال مردم خور نیستم به داف مردم نیگا نمیکنم واسه همین سلام نکردم

_هستی:برو بچه برو منو سیا نکن نصف آفریقا رو من با ذغال سیا کردم....اونی که تو چشم من دیدی سایه خودته جناب...

_پری:بابا شونصد هزار بار گفتم از اصطلاح مخ کرده واسه سیاوش استفاده نکنید...این نیاز به مخ کردن نداره خبرش مخ نکرده میان سمتش اگه بخواد مخ کنه مطمینن سر از ی جا دیگه در میارن

همه زدیم زیر خنده

_سیاوش:ما مخلص پری خانومم هستیم

پریناز روشو برگردوند و گفت:لازم نکرده....به جای اینکه مخلص باشی یکم از آدم طرفداری کن

_سیاوش:باششش..از این به بعد

_باربد:پرهام جان ارکس چی شد ؟!درست شد؟!

_پرهام: عاره داداش حاضره الان اسباب متربی رو راا میندازه

همون لحظه صدای بلند آهنگ و پشتشم صدای جیغ و هورای دخترا فضای ویلا رو پر کرد

( آهنگ وای چقدر مستم من از ساسی مانکن)

اعصابم داغونه وینستون لایتم کووو؟!!

موشول اینا دارن میان خدا بلک اند وایتم کو؟!

کو

کو

کوری مگه تو؟!

دو دو دور لبتو

اونا بزن که همه میزنن و تق تق داره در میزنن

هممون به جز شایان و سیا و باربد ریختیم وسط پیست رقص....من که فقط واسه قر دادن اومده بودم پ اصلا فکرشم نکن که برم پیش اونا وایسامو نگا کنم.....

اخ


romangram.com | @romangraam