#سرآغاز_یک_احساس
#سرآغاز_یک_احساس_پارت_192
_هستی: شما اگه حواس منو پرت نکنید نه دیر میرسید نه آش و لاش
*************************
حدودای ساعت 9 بود که رسیدیم به ویلا،.....اکثر مهمونا اومده بودن چون پشت در ویلا ی عالمه ماشین پارک بود
_هستی: برو بکس آدماده باشید که قراره که کتک مفصل از هیوا نوش جان کنیم
هر سه تا باهم رفتیم داخل .....
اووووووف چه خبره اینجا......ترکونده این هیوایی....
به اسم تولد واسه باباش گودبای پارتی گرفته
داشتم ملت و دید میزدم که یهو ی دستی زد سرشونهو گفت: میزاشتید مهمونی که تموم شد میاومدین!!کدوم گوری بودید شماها؟! اون یکیتون کو؟!
برگشتم نگاش کردم ....هیوا بود....ی لباس نقره ایه راسته ولی تنگ که قدش تا بالای زانوش بود پوشیده بود...یقه ی لباس از جلو بسته بود ولی از پشت حالت یقه شل بود و تا گودی کمرش باز بود
_هستی: هیوا قضیه اش مفصله...برات میگم بعدا...طناز معذرت خواهی کرد ی مشکلی واسش پیش اومد نتونست بیاد .....الانم ی اتاق به ما نشون بده لباسمونو عوض کنیم
_هیوا:حیف که وسط تولد آبروم میره وگرنه ی جیغی میزدم که پرده گوشاتون پاره بشه....
بعدم دستمونو گرفت برد توی اتاق خودش و بعد خودش رفت بیرون و کلی سفارش کرد سریع بیاییم بیرون میخواد ی نفرو بهمون نشون بده
ماهم که فوضوووووول...سریع لباسامونو پوشیدیم و پریدیم بیرون....
اووووو....من فک میکردم چقدر لباسم لختیه....این دخترا که اینجان لباساشون کلا نیم متر پارچه ام نبره که....والا
با شنیدن صدای دلقک ( همون اشکان خله ی خودمون) هممون برگشتیم.....با دیدنشون فکم افتاد.....لامصبا چه تیپایی زده بودن....باربد ی کت و شلوار مشکی با پیرهن همرنگش و کروات قرمز...
ارمان کت شلوار سفید با پیرهن آجری کروات هم نزده بود
اشکان هم ی کت و شلوار مشکی با پیرهن طوسی و کروات مشکی
شایان هم ی کت شلوار دودی و پیرهن و کروات همرنگش
خدایی هر چهارتاشون خوشتیپ شده بودن....
مهرداد و پرهامم انگار رفته بودن پیش ارکس...مثل اینکه ی مشکلی واسه سیستمش پیش اومده بود داشتن کمکش میکردن
بعد از سلام و احوال پرسی و ی عالمه هندونه ای که ما زیر بغل اونا گذاشتیم و نوشابه ای که اونا واسمون باز کردن اشی گفت:راسی طناز کووو؟!نکنه دختره خوبی نبوده اذیتتون کرده واسه همین نیاوردینش مهمونی؟!
هممون خندیدم
_مهسا:نه بابا غذاشو کامل نخورده تنبیه شده...تازه تو خونه هم نیست که انداختیمش تو حموم چراغ هم خاموش کردیم
romangram.com | @romangraam