#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_869
. سروش همس
! نگاهم به شوق نشست اما گفتم : دوباره نشه تحمیل
خندید : نه ! نگران نباش ... من از چشمای سروش می خونم که به
! شورانگیز محبت داره
ــ چه خوب میشه ! به نظر منم می تونن زوج مناسبی باشن ... اجازه می
دید با شورانگیز حرف بزنم ؟
. دستش را بر شانه ام حلقه کرد و موجی از انرژی مثبت روانه ی قلبم کرد
ــ اینقدر عجول نباش دختر گلم ... اول باید با سروش صحبت کنم و
. مطمئن بشم
! لبخند زدم : عالیه
ایستاد و من هم مقابلش . نسیِم خنک موهای سپید خوشحالتش را به بازی
. گرفته بود
دستهایش را بر شانه ام گذاشت : خیلی خوشحالم از حضورت توی زندگیم
. !یه آرامشی تو قلبم حس می کنم
ِس خوبی به او داشتم
. لبخند زدم . ح
ناگه در آغوشم کشید و روی سرم را بوسید : تا زنده ام دیگه تنهات نمی
. ذارم
romangram.com | @romangram_com