#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_847
جلوه کردم ! فقط خواستم نظرمو بی پرده بگم ، نیومدم اینجا برای بدست
. آوردن ثروت یا ازدواج یا هر چیزی از این قبیل
گامهای رفته به چپ را برگشت : حقیقت این بود که من نخواستم پدرت
! برگرده
! پیرمد خودخواه
ــ چرا ؟ فقط چون با مادرم مخالف بودید ؟
ــ من مشکلی با مادرت نداشتم ... کیومرث اشتباه کرد .. اون زن گناهی
. نداشت ... تنها گناهش این بود که پیشنهاد منو نپذیرفت
. ابرو در هم کشیدم تا بگوید کدام پیشنهاد
... ــ بگذریم
ــ اما من نیومدم که باز هم نشنیده بگذرم .. لطفا "بفرمایید چی بینتون
گذشته ؟ چرا پدرم رفت و دیگه بر نگشت ؟ شنیدم عشق عمیقی بینشون
... بوده
! نشست . چهره اش آن آرامش قبل را نداشت : درست شنیدی
ــ پس ؟
عطا بر خاست : با اجازه تون بیرون می مونم .. راحت با نوه تون حرف
. بزنید
. قبلا از اینکه چیزی بگویم نگاهی به من انداخت : اینطور بهتره عزیزم
romangram.com | @romangram_com