#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_821
. روی صندلی که پیش کشیده بود نشستم و خودش هم رو به رویم
نگاهم دوخت : خب ؟ خانومم به چه مناسبت
نگاِه پر آرامشش را به عمقِ
از من دعوت کرد ؟
"
ِس خوب را به دلم نشاند ...
میم " مالکیتی که به کار برد خنکای یک ح
لبخندم را سخاوتمندانه نثارش کردم و دست در کیفم بردم : بابت دیشب
... متاسفم
کادو را به سمت او که اخمهایش با اولین جمله ام در هم می رفت گرفتم :
.... قابلتو نداره
. تولدت مبارک
. چشمک زدم : البته با یک روز تاخیر
آن
اخمی که ابرو هایش را قوس داده بود و نشستنِ
چه زیبا بود باز شدنِ
گونه اش عمق داد . نگاهش مشتاقانه
لبخنِد بی نظیر بر لبهایش که به چالِ
romangram.com | @romangram_com