#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_758
!!خنده ی بلند ؟
نه .. هیچ کدام از این ها برای او معنا نداشت .. اما نه ... فقط یک معنا
داشت ، ان هم بی غیرتی ! از نظر او بی غیرتی مرد را نشان می داد که
" همه " باشد ! و از نظر
اجازه می داد زنش نه تنها برای خودش که برای
ِم دیگری هم
من بی علاقگی مرد نسبت به زن بود ، برایش مهم نبود که چش
زنش را ببیند و در دل ... مردست دیگر ! نخواهد که می شود بیمار و همه
هم بیمار نیستند ؛ هستند ؟ نه از روحی که از جسمی ! که اگر بخواهد می
شود بیمار روحی و نخواهد همان بیمار جسمی ! در هر صورت با عطا
موافق بودم.. نه با عطا که با شرع ! نه عرف .. که عرف همان شده بود که
. خلاف شرع بود
عطا بازگشت و در حالی که جایی در سمت راست را نشانم می داد گفت :
... اونجا سرویس بهداشتیه
. بی حرف بر خاستم و برای شستن دست هایم رفتم
نگاهی در آینه به خودم انداختم ، از آنچه در منزل عمه دیده بودم بهتر بود
.گونه هایم رنگ گرفته بود و چشمانم مانند قبل براق و زیبا به نظر می
. رسید
romangram.com | @romangram_com