#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_736

! نوع عاشقش

... ــ ریحانه ؟ ریحانه بیدار شو

چشم باز کردم ، خوابیده بودم ؟ چطور با آن همه دلتنگی خوابم بره بود ؟

. راست نشستم و نگاهش کردم

. ــ داریم میریم خونه ی عمه خانوم

وا رفته و مبهوت گفتم : خونه ی عمه ؟ اونجا چرا ؟ اصلا کی این همه راه

...

نگاه موشکافی انداخت : فکر می کردم ذوق زده بشی ! کجا بهتر از خونه ی

عمه ؟ نمی خوای تکلیفتو روشن کنی ؟

.. اخم هایم در هم رفت : چرا باید خوشحال بشم ؟ تکلیفم هم معلومه

عرفان خان نمیشه ؟ نامزد عزیزت

پوزخند زد : اون دلتنگی که گفتی شاملِ

... .اونم بعد از حدود دوماه

! چه آمار دقیقی ام داشت

. قلبم فشرده شد . چه راحت این جمله ی تلخ را بر زبان آورد

. سکوت کردم . اول باید یه فکری واسه لباسات کنم

لباس هایم ؟ من با ن مشکلی نداشتم ... خوش بو ترین عطری که می

توانستم استشمام کنم با من بود . اما گفتم : چیکار کنیم ؟


romangram.com | @romangram_com