#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_717

َادا

ُرم ...

ُن بمی

زمی

راحت شد ... هر چی تو ای دنیای لامروت نباشیا راحت تری ! دلم سیش

م همو بهتر که رفتی و ... حالا هم یه دادا دارم همی

می گیره اما می گُ

همسنا خودته ... داره درس می خونه می گه می خوام خانم دکتر شم

ُدم ... می گم مو که هیچی نُشُدم ... بذا لا اقل او به

...داُرم خرج اویه می

... آرزوش برسه

. باورم نمی شد صدایش به بغض بنشیند

برگشت و نگاه به اشک نشسته اش را به من دوخت : فک می کنی سی مو

َتشی عه

راحته توئه اینجا نگه داشُتم ؟ نمی دونی با ای نگا مظلومت چه

ُلم سیت

ُنم می ندازی ! اصن نمی دونم تو چه فرقی با بقیه داری که د

جو


romangram.com | @romangram_com