#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_702

. خندید : عاشق رک بودنتم

اخم کردم : ظاهرا دیگه با هم کاری نداریم . البته من گاهی به شورانگیز

. سر می زنم

خنده اش را فرو خورد : در مورد حقوق و مزایای این کار می خواستم

... صحبت کنم

ــ مادرم به هیچ وجه راضی نمی شن ! حتی اگه ده برابر حقوقی که از

. منشی گری می گرفتم هم باشه

. ــ خب پس بذار از یه موضوع بهتر صحبت کنم .. مطمئنا "واسه ت جالبه

اگر آینه بود و خودم را در آن می دیدم بی شک شبیه یک علامت سوال

. بزرگ شده بودم

ــ می تونم ببینمت ؟

. ــ خب همین جا تلفنی بفرمایید

. ــ ترجیح می دم حضوری باشه

با همان اخم های در هم کمی فکر کردم . دلیلی نبود که بخواهم

. درخواستش را بپذیرم

. ــ متاسفم ... نمی تونم

نفس عمیقش در گوشم پیچید : حتی اگه در مورد عطا باشه ؟

دلهره گرفتم . منظورش چه بود ؟


romangram.com | @romangram_com