#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_692

احساسش هم به من فقط همون نگه داشتنِ

عاشق کردنش نباش... بدونه اینقدر به فکرشی و داری فداکاری می

نگرانِ

! کنی دیوونه ت میشه که اگه نشه دیوونه ست

حرکتی به خودم دادم که رد شوم از کنار اویی که در نظرم چون روباه مکار

. و حیله گر می آمد

خودش را جا به جا کرد و عطر تنِد لباسش پراکنده تر شد و شامه ام را

. آزارد

. ــ نگران نیستم... می دونم که قدر محبتامو می دونه

ــ ندونه هم من یاد آوری می کنم که چه کارها که در حقش نکردی ! اون

باید همه رو تلافی کنه ... تا اونجایی هم که میشناسمش حتما تلافی می

... کنه

کلامم نبود : آره مرامش همینه . همینه که منو پابست خودش

متوجه طعنِ

. کرده

لبخندم از تمسخر بود ، چقدر هم که پایستش بود ! البته پایش را که بسته

! بود و خود آزاد می پرید ... عطا همه را جبران می کرد ، بی شک

. گامی دور شدم : به امید دیدار


romangram.com | @romangram_com