#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_689
بهتر بود صبر کنم . من که"
. ( بیاورم ) . ضرب المثل : تو که سال ساختی ماه هم بساز
با نگاهی ملتمس گفت : بازم به من سر بزن ریحانه ... من تو این خونه
! خیلی دلم می گیره
. به رویش لبخند زدم : باشه عزیزم .. توام که نخوای من میام
! خنده که نه ، تبسم کرد : برای عکسا نه من
دستش را فشردم : شوخی کردم . من هم دارم بهت عادت می کنم ... شاید
! باورت نشه من تا به حال هیچ دوستی نداشتم
نا خودآگاه او را به عنوان یک دوست پذیرفته بودم ، هرچند به نحوی
! رقیب عشقی هم بود ... حالا رقیب که نه ! عطا که او را نمی خواست
. نخواستن عطا را که به خودم یاد آوری کردم آرام گرفتم
با او خداحافظی کرده و از خانه شان خارج شدم که رخ به رخ مرجان در
! آمدم . در حال ورود به ساختمان بود
. با دیدنم به وضوح جا خورد
!! پوزخند زدم : چه زود دو هفته گذشت! رسیدن بخیر
. سعی کرد خودش را نبازد : سلام
ابرو هایم بالا رفت : عذر ... سلام ! خوش گذشت ؟
سلامش فقط به قصد یافتن حیله ای بود تا سر هم کند و به هم ببافد و
romangram.com | @romangram_com