#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_562
. ذهنم خوب کار نمی کرد ... انگار مشاعرم را از دست داده بودم
ــ خو ...خوبم .. تو خوبی ؟
ــ نه !! نیستم ... تا صداتو نمی شنیدم خوب نمی شدم ! داشتم دیوونه می
... شدم ... تماس گرفتم عزت حالمو گرفت ... اینقدر حالمو گرفت
. قلبم از جا کنده شد
ــ هنوز نمی دونه نباید با آدِم دست و پا بسته ای مث من که تو بنده و داره
از دوری و ندیدن عشقش جون می ده اینطوری شوخی کنه ... نامرد در
... اومده می گه
. مکث کرد و جان به لبم رساند
... ــ می گه
... چرا نمی گفت ؟ صدایش چقدر غم داشت
. نفس گرفت
ــ در اومده می گه تو که وضعیتت مشخص نیست ، ریحانه رو فراموش
... کن ... می گه دیشب عقدش کردیم برای
. سرم به دوران افتاد... بدنم سرد شد .. عزت با او چه کرده بود
خندید .. یا شاید ادای خنده در آورد : مثل همیشه شوخیاش بی مزه ست
... و فقط خودش می خنده بهشون ... خیلی شوخی ئحشتناکی بود
وقتی دید دیوونه شدم گفت شوخی کردم ... یعنی دلم می خواست بیرون
romangram.com | @romangram_com