#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_559

... گیج شده بودم

خندید : من غلط کنم نتونم از تو دل بکنم ... به اول و آخرم بخندم که

تو بی مزه بود خواستم فضا

نتونم دل بکنم .. این فقط یه شوخی به قولِ

! عوض بشه

یک دنیا ناباوری در نگاهم نشست و از غصه ی چند دقیقه پیش که به دلم

... ریخته بود بغض کردم و اشک هایم فرو ریخت : خیلی ... خیلی

! دستش را با خنده بالا آورد : باشه ... باشه .. فقط فحش نده

!با حرص زمزمه کردم : بی مزه

... سر خوش بود : ببخش ریحانه جان ... شاید خیلی بی جا بود

دوباره صورتش را لمس کرد : حالا چجوری برم بیرون ؟

! خجالت کشیدم اما گفتم : حقت بود ... یاد بگیر با روان کسی بازی نکنی

باز هم به گریه افتادم : جای من نیستی بدونی چقدر حالم بده ... غصه ی

ِم

مامانم یه طرف ... عذاب وجدان یه طرف ... استرس فردا یه طرف ... غ

! ...عطا هم یه طرف

ــ همه ی اینا درست میشه .. نگران نباش .. من فردا پولرو به حسابت می

ریزم و می رم ... همه چیز برای سفرم آماده ست ... بعد از اون تماس می


romangram.com | @romangram_com