#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_553

نکنم و تنهات بذارم ... عشقم ... گریه نکن می دونی که نفسم بنده به

... نفست ... گریه نکن که داغونم

... به سختی مانع از صدای هق هقم شده بودم

ــ ریحانه جان ؟

دیوانه ام چه

دلم می خواست ریحان صدایم کند.. یا خانومم یا ... دلِ

. بهانه هایی که نمی گرفت

نفس گرفتم ... لب زدم : جانم ؟

! تماس قطع شد ... نمی دانم شنید یا نه... اما نه .... نشنید

دل خودم و بیشتر دل او زار زدم .. خدا یا چه دردی بود

سر بر زانو به حالِ

به جانم افتاد ؟

هر چیز را هم

که تقصیر من بیاندازی

..عاشق شدن من تقصیر توست

عباس معروفی

با یک دنیا دلهره پای سفره ی عقد نشستم ... بر خلاف تصورم عرفان برای

پرداخت وجهی که قول داده بود تعلل کرد . قول فردا را داد ، چون پولی


romangram.com | @romangram_com