#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_552
. صدایش غمگین بود اما عاشق : سلام عشقم
. قلبم به کوبشی شدید افتاد
... سکوتم نشکست ... حتی با تلاش
ــ خوبی قربونت برم ؟
ُمردم
! خوب بودم ؟ داشتم می
ــ خو ...خوبم ... تو خوبی ؟
. آهش نفسم را برید
ــ میشه خوب باشم ؟
نمی شد اما چرا حداقل تظاهر نمی کرد ؟
ــ ریحانه ؟
... جان ریحانه ؟ " می خواستم اما نتوانستم ... زبانم قفل شده بود "
ــ ریحانه یه چیزی بگو ... دلم داره می ره واسه شنیدن صدات ... واسه
... اخم و خنده هات ... واسه نیش و کنایه هات
اشک هایم نجاتم دادند ، داشتم خفه می شدم . همین که باریدند نفسم باز
... آمد
! ــ من ... من حالم خوب نیست ! دلم ... دلم خیلی واسه ت تنگ شده عطا
صدای مردانه اش چه بغض سنگینی داشت : لعنت به من که وابسته ت
romangram.com | @romangram_com