#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_486
صورتت بکشی ؟
. ــ نه
ــ دوست نداری ؟
... حرف عطا در گوشم بود .. دوست نداشت آرایش کنم . فقط ریمل
. لبخند زدم : کدوم دختری خوشش نمیاد ؟ عطا دوست نداره
نگاهش را غمی گذرا سایه افکند : عزیزم.. متاسفم.. نمی خواستم ناراحتت
... کنم...انشاالله که بر می گرده و دوباره با هم
. برخاستم : ناراحت نشدم
ــ دلت خیلی واسه ش تنگ شده ؟
نگاهم راگرفتم . چرا درد به دلم می ریخت ؟
ــ میشه نشده باشه ؟
به مچ دست ها و گردنش اسپری ملایمی زد : حق داری .. خیلی وحشتناکه
... ..من حتی نمی تونم بهش فکر کنم چنین بلایی سرم بیاد
. اسپری را به سویم گرفت اما پشیمان شد : عطر تو خیلی خوشبوئه
ــ ممنون
ــ گل مریمه آره ؟
. ــ آره ... من عطر ملایمو دوست دارم
. ــ من همیشه حس خوبی می گیرم
romangram.com | @romangram_com