#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_481

... ــ راستش فقط برای احوالپرسی مزاحم نشدم

! مکث کرد و یک عالمه سوال به ذهن من ریخت

...ــ می خواستم ... در مورد

ــ بهتر بود اول یک دل می شدید بعد تماس می گرفتید

خندید : نه ... من که مشکلی ندارم .. فقط نمی دونم تو می دونی یا نه ...

... راهی هم نبود که بدونم

. گیج بود و مرا هم گیج می کرد

ــ چی رو من می دونم یا نمی دونم ؟

... ــ صحبت های مادرمن با مادرت

. سر در نمی آوردم

... ادامه داد : در مورد خواستگاری

گیج تر از پیش گفتم : خواستگاری کی از کی ؟

! ــ خب من از تو

ناباور تکرار کردم : شما از من ؟

کسی آن سو تر صدایش کرد آن هم به لهجه ی غلیظ جنوبی: هی عرفانو

کوجا موندی کا ؟

. پاسخ داد : الان میام ... یه دقه صبر کن

. عرفان لهجه نداشت ... زیاد لهجه نداشت


romangram.com | @romangram_com