#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_454
ــ فعلا که شواهدی علیه من هست اما من اعتراف نمی کنم چون بی گناهم
...من دستم به خون آلوده نشده ریحان ! یه مقدار پول دارم که برای وکیل
گرفتن کمه ... یه آشنا دارم اگه بتونی بری پیشش بهت کمک می کنه ... از
اینجا هر چی باهاش تماس می گیرم تلفنشو جواب نمی ده.. امیدوام نرفته
. باشه خارج از کشور
فکری که به ذهنم رسید را بر زبان آوردم : عزت هم می گفت یه مقدار پول
... داره که
حرفم را قطع کرد : زیاد نمی تونم صحبت کنم .. منظور داداش به پولای
خودم بوده .. از خودش نداره ... اونشب رفتیم خونه رو نشونت دادم... و
. آدرس را خیلی سریع گفت
ــ خب ؟
ــ برو اونجا طبقه ی پایینش یه خانوم و آقای مسن زندگی می کنن ..
صاحب اون خونه هستن .. آقای صداقت .. برو و ماجرای منو تعریف کن و
... بهشون بگو که تو درد سر افتادم
ناگه صدای بوق بوق در گوشم طنین انداز شد ناباور به گوشی نگاه کردم ،
! تماس قطع شده بود
بر زمین نشستم تا به خودم مسلط شوم . هنوز در بهت و ناباوری تماس
دلم خیلی بهتر شده بود .. دلم خوش
romangram.com | @romangram_com