#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_392
چنین روابطی شناختی از زن به دست میارن که تو انتخاب سختگیر میشن
...می خوان یکی رو داشته باشن که تمام و کمال برای خودشون باشه ...
من اما خودخواه نیستم ... همه ی سعیم به اینه که همه ی خطاهامو ...
حالا جبران که نمیشه گفت اما همه رو ترک کنم... خودمو بالا بکشم تا حِد
لیاقت تو ... اگه منم همونجور که قبلا بودم ؛ می موندم ، می شدم یه آدم
... عوضی که حتی خودمم حالم ازش به هم می خوره
. حرفها و منطقش جالب و قابل قبول بود برایم
ادامه داد : حتما الان داری به این فکر می کنی که من بهت دروغ گفتم ...
نه عزیزم .. دروغ نگفتم.. با رسیدن من و دیدن بی محلیم بلند شد رفت به
این بهونه که دختر خاله ش واسه شام دعوتش کرده و نمی تونه بمونه ...
بچه ها گفتن سر زده اومده و دعوتش نکردن چون فکر می کردن تو هم با
. من همراه میشی
باور کردم ... با آن نگاه آرام و چشمهای عاشق چیزی جز صداقت از کلامش
. دریافت نکردم
دوباره دستم را گرفت و آرام نوازش کرد : یه چیز دیگه که باید بهت بگم
.....
میز را چیدند و حرف او نیمه تمام ماند بر خاست : من برم دستامو بشورم
.... بیام
romangram.com | @romangram_com