#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_391
ــ وقتی رفتم بود ... خبر نداشتم که هست ... یعنی نپرسیدم... آخه دیگه
... برام مهم نیست جایی که می رم اونم باشه یا نه
... بوده " ؟
متعجب چشم به دهانش دوختم "
نمی دانم از نگاهم چه خواند که ادامه داد : قبلا مهم بود ... نه اینکه
عاشقش باشم و احساس خاصی داشته باشم... نه ... فقط ... از اینکه
دختر شاد و سرحالیه خوشم می اومد ... به جمعمون شور و نشاط می داد
...
حالم داشت بد می شد ... چرا متوجه نبود ؟
من خوشت اومده وقتی به آدمی مثل مرجان با
ــ الان میشه بگی از چیِ
اون خصوصیت اخلاقی علاقه داشتی ؟
ــ تو درست نقطه ی مقابل مرجانی .... اخمو و ساکت و جدی ! از همه مهم
تر نجیبی .. وقارت به" دنیا "می ارزه چه برسه به شور و نشاط مرجان ...
عشق می کنم وقتی با نگاهم رنگ به رنگ میشی .. این یعنی حتی
.... احساست هم بکر و دست نخورده ست چه برسه به
.مراعات کرد
لبخند زد : شاید خودخواهی باشه اما آدمایی مثه من با اون همه اشتباه و
romangram.com | @romangram_com