#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_301
.
. ــ همه ی دردم اینه که نه می خوام و نه میتونم
... چه مرگته ریحان ؟ حالا خوبه نمی خوای
قلبم .. چه بی حیا شده بود "
..اگه می خواستی کلاهت پس معرکه بود .. خودتو می باختی
"
به خودم اخم کردم " چرا نمی فهمی ؟ مگه دست منه قلبم اینطوری ریتم
بگیره یا نه ؟ این خونی که تو تنم روونه یهو به جوش بیاد تقصیر منه ؟
... دلم یهو بریزه
"
خوِد درونیم بازهم به من پوزخند زد " خودتو به نفهمی بزن ببین به کجا
می رسی .. احمق اسم احساس اون به تو عشق نیست .. هوسه ! هوس
... .کافیه یه بار
"
... کلافه شدم " هوس ؟ پس چرا اینقدر خودداره ؟ چرا نمی خواد
"
ــ ریحانه ؟ حواست با منه ؟
به خودم آمدم ... دهان وجدانم راِگل گرفتم تا بی موقع... وسط آن حس
romangram.com | @romangram_com