#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_289
؟
... پریسا بی هوا گفت من که زود دل می بندم ... این خصیصه خیلی بده
. نگاه او همچنان به من بود که گفتم : من اصولا به هیچ کس دل نمی دادم
. شیلا پریا را صدا کرد : بیا پیمان باهات کار داره
. پریا گفت : ببخشید دوستان ... الان بر می گردم
رفت و من دلم از تنها ماندن با شهاب به کوبشی غیر عادی افتاد.. باید می
رفتم قبل از اینکه حرف رفتن را بر زبان بیاورم آرام به گونه ای که فقط
! من بشنوم گفت : الانم به نظر نمیاد دل داده باشید
مبهوت برگشتم و میخ چشمانی شدم که حریصانه جزء جزء اجزای صورتم
!را می کاوید ... اخم چاشنی نگاهم شد : شما علم غیب دارید ؟
چرا نگاهش را نمی گرفت : هر چیز که عیان ست چه حاجت به بیانست ؟؟
! دل دادن که زوری نیست
ــ ریحانه ؟؟
صدای عطا راشنیدم و تمام بدنم از ترسی ناخودآگاه یخ کرد . گفته بود به
... شهاب رو ندهم
ـ تلفنت خاموشه عزیزم ؟
romangram.com | @romangram_com