#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_267

که این روزایی که می گی رو فراموش کنی ... منم تو زندگی خیلی سختی

کشیدم ... تا مادر پدرم بودند اوضاع بهتر بود.. اما همین که اونا رفتن و

... منم موندم زیر دست داداش

سر تکان داد : من اینی نبودم که الان هستم ! اما می خوام برگردم به اصلم

... و مطمئن باش می تونم

چه حس و حالی داشت گوش دادن به درد و دل یک مرد !آن هم مردی که

از ظاهرش غرور می بارد اما وقتی با او گرم بگیری میبینی که خاکی ترین

. و فروتن ترین آدمی ست که دیده ای ! لا اقل برای من که اینگونه بود

نزدیک به یک ساعت در راه بودیم و او از دوستانش تعریف می کرد ،

. خاطراتی با مزه که مرا هم به خنده وا می داشت

به باغ بزرگ با حصاری نسبتا بلند رسیدیم که گفت : اینجاست ... احتمالا

... همه اومدن

. در باغ باز بود و همانطور سواره وارد شدیم . باغی سرسبز و دلگشا

! ــ چه جای قشنگیه

ــ گفتم که حتما خوشت میاد





به ساختمانی در انتهای باغ رسیدیم ... چند ماشین مدل بالا و شیک دم


romangram.com | @romangram_com