#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_253
. ــ فردا که جمعه ست
. ــ اصرار نکن... فایده نداره
ــ اگه نیای مجبورم یکی رو پیدا کنم با خودم ببرمااا
. نگاهش به شیطنت نشسته بود
!!لحنم نیش دار شد : اونقدر نداری که باید پیدا کنی ؟
. ــ داشتم که به تو رو نمینداختم
ــ اونایی که داشتی رو چیکار کردی ؟
ــ اونایی که منظورته که همیشگی نیستن ... واسه سرگرمین ... وقتی
! خسته شدی عین یه اسباب بازی به درد نخور می ندازیشون دور
پوزخند زدم : اونام با شما آقایون همینطور رفتار می کنن ؟
! ــ اونایی که دور از جون شما هرزه ن آره
ــ اگه هرزه ن چرا باهاشون می پری ؟
ــ یه سفره باز باشه و خیلی ام اشتها آور، تو باشی سرش نمی شینی ؟ دلت
نمی خواد ؟
... ــ کارد بخوره اون شکمی که هر چی دیدو می خواد
خندید : سوختی ؟؟ الان که دیگه اینجوری نیستم ... چند وقته تو ترکم ...
میبینم.. دلم می خواد ... اما خب ... تحمل می کنم ... می گم من که
بهترشو دارم چرا به کم راضی بشم ؟
romangram.com | @romangram_com