#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_247
.... خواستی بکن ... فقط دل نبند که اگه بستی دیگه
از این قانع شدن می ترسیدم ... او جذاب و خواستنی بود اما نمی
! خواستمش
ــ بهت قول نمی دم ... یه سیب رو بندازی هوا تا بیاد پایین هزارتا چرخ می
خوره ... تو این یک سال ممکنه اتفاقات زیادی بیفته ... قول نمی دم اما تو
... به خاطر خودت عوض شو
بلند شدم : از من نرنج .. من اونی نیستم که تو می خوای.. من نمی تونم
رام و رو به راهی باشم که تو می خوای .. من نقشه های زیادی برای آینده
! دارم که قطعا با وجود تو به اونها نمی رسم
ــ ریحانه دارم باهات مدارا می کنم ... تو بخوای نخوای مال منی ! قلم می
! کنم پایی که برای داشتن و بردن تو قدم برداره
!باز هم دل من بود که از قاطعیت کلام او پریشان شد
ناز آن اخمت که وقتی لب ز لب وا می کنی
گوش شیطان كر عجب، آشوب بر پا می کنی
یا به وقت صحبت از تهدیِد رسوا کردنت
ناز تهدیدت که هی امروز و فردا می کنی
من که گفتم اخم کمتر كن دلمَسر می رود
...کاش می دیدی که با اخمت چه غوغا می کنی
romangram.com | @romangram_com