#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_204
... ..خواستم یه کم اذیتت کنم
... طلبکار نگاهش کردم : نه.. خیلی ام خوشم اومد
خندید و با شیطنت گفت : پس چرا ترش کردی ؟
! چشم هایم را که برایش درشت کرد لبخندش را جمع کردم : ببخشید
اما هنوز خنده در نگاهش موج می زد : میشه خواهش کنم این چند
روزو زهرمون نکنی ؟
. ــ اگه مثه آدم رفتار کنی من مرض ندارم بخوام بدخلقی در بیارم
... ــ باشه .. قول
دستش را جلو آورد گفتم : قول می دی که چی ؟
ــ که دیگه نگم اون اتاق برای من و تو باشه .. عوضش اون یکی برای
! من و تو باشه
خنده اش را به سختی مهار کرده بود . اخم هایم باز شد و نتوانستم به
چهره ی بانمکش نخندم ... شیطنت کردنش گرفته بود و جز کوتاه آمدن
! کاری از من ساخته نبود
! ــ دیوونه ای دیگه ... چیکارت کنم
...ــ ای قربون اون خند
اخم کردم دست هایش را بالا آورد : ببخشید نزدیک بود از دهنم بپره
! بگم قربون خندیدنت که خوشبختانه جلوشو گرفتم
romangram.com | @romangram_com