#ساده_نیست_پارت_116


از جام بلند شدم و چایی های خنک شده رو ریختم و دوباره از چای خوشرنگ و داغ پر کردم. سرم رو نزدیک لیوان بردم و شش هام رو پر از عطر خوش چای کردم.

با لبخند الکی خوشم همه رو روی سینی چیدم. دستی به شالم کشیدم و موهای بیرون اومده رو به داخل هدایت کردم.

سینی رو بغل زدم و بی حرف رفتم بیرون. زشت نیست؟ عروس انقدر سر خود؟ زشته بیا برگرد آوا.

قدمی برداشتم تا کسی حواسش نیست برگردم که صدای کارن بلند شد:

-عه چایی هم رسید.

لبم رو گاز گرفتم تا نزنم زیر خنده. آقا منتظر ما بودی، چایی اومد دیگه چه صیغه ایه؟

بماند که همه زدن زیر خنده و باباش متلکی بارش کرد. اما مامان، وایی امون از اون نگاهش.

قشنگ شستم، پهنمم کرد الان با اجازتون دارم خشک می شم. خدابیامرزتم بعد مراسم.

با سری پایین انداخته زیر چشمی به بابای کارن نگاهی کردم و به سمتش رفتم. جلوش خم شدم تا چایی برداره و در همون حال بفرماییدی زیر لب گفتم.

لبخند مهربونی زد و بدون گرفتن نگاهش از چهره ام چایی برداشت و زیر لب ماشالله، ماشالله از دهنش نیوفتاد.

لبخندی تحویلش دادم و به سمت مادرش رفتم. اون هم مثل پدرش شروع کرد و به تعاریف عامیانه.

طبق معمول لبخند خجلی زدم و از کنار کارن رد شدم و بعد تعارف کردن به مامان و بابا سمتش رفتم. چپ چپی حوالم کرد و خواست چیزی بگه که با سکوت جمع به لبخند و دستتون درد نکنه ای بسنده کرد.

هر هر، هرچی بود نتونست راحت حرف بزنه و نگاه کنه. با اون چایی اومدن گفتناش. هر کاری کردم نتونستم جلوی این دهن بی چفت و بند رو نگه دارم. رو به کارن گفتم: شما که انقدر واسه ی چایی ذوق کردین یکی دیگه هم بریزم؟

اولش با چشم های گرد خیره نگاهم کرد اما با خنده ی ریز مامان و باباش، دوهزاریش که جا افتاد اخم شیرینی کرد و زیر لب نه، ممنونی گفت.

نگاهم به نگاه سرزنشگر مامان که افتاد ترجیح دادم راهم رو کج کنم برم آشپزخونه یه فکری کنم که صدای باباش بلند شد:

-بشین دخترم، کجا می ری؟ مثلا مراسم شماست.

لبخندی زدم و روی مبل تک نفره ای که دور ترین محل رو به مامان داشت نشستم. برم کنارش بشینم که کم کمش دور از چشم همه نیشگونی بگیره و برای به هوا نرفتن جیغم باید دست به دامن گاز گرفتن لب هام بشم.

باباش با نگاهی به بابا گفت: خب آقای شهریاری، با اجازتون بریم سر اصل مطلب که به خاطرش ما مزاحم شدیم.

بابا زیر لب مراحمیدی گفت و سر پایین انداخت. ادامه داد:

romangram.com | @romangram_com