#ساده_نیست_پارت_111
ضربه هایی که بابا به پشتم زد باعث شد حالم بهتر شه اما گلوم از داغی نوشیدنیم بدجوری می سوخت. مامان نگران گفت:
-خوبی عزیزم؟
سری به معنای آره تکون دادم که بابا با خنده گفت: چیزی نگفتم که عسل بابا، فقط گفتم یه خواستگار داره دخترم که فردا هم قراره بیان، شما راضی خانوم؟
مامان با لبخند بدون گرفتن نگاهش از چشم هام گفت: من کی مشکل داشتم که بار دومم باشه؟
لبخند دندون نمایی زدم اما با یادآوری اینکه الان مثلا بحث خواستگاری من پیش اومده خون دوید به صورتم وسرم پایین افتاد، متقابلا صدای خنده مامان و بابا بلند شد.
با ببخشیدی عین فنر از جام پریدم و منتظر جواب هیچ کدوم نمونده به سمت اتاق پرواز کردم. خودم رو روی تخت پرت کردم و سرم رو به بالشت چسبوندم، با یاد آوری آغوش گرم کارن و ابراز علاقه ی یهوییش و صحبت های بابا دوباره خون به صورتم دوید. عصبی به خودم نهیب زدم ولی انقدری امروز بهم شک وارد شده بود که ذهن خسته ام به سرعت به سمت خواب رفت.
"کارن"
با لبخند گوشی به دست راه افتادم سمت خونه و شماره مامان رو گرفتم، بعد پنج_شش بوق که دیگه داشت نا امیدم می کرد از پاسخگویی، صدای خواب آلود مامان توی گوشی پیچید.
-بله؟
لبخند روی لبم بیشتر کش اومد و همین شد دلیلی برای صدای بلندم توی خونه ای که به تازگی واردش شدم.
-مامان، منم. جمع کنین بیاین مشهد که فردا قراره برین برام خواستگاری.
صدای دادش که توی گوشی پیچید و صدای آخ بابا هم باهاش قاطی شد به خنده انداختم، انگاری مامان من رو فراموش کرد که با جیغ_جیغ افتاد به جون بابا و گفت: بلند شو کیوان، پسرت زن گرفته.
با چشم های گرد شده اومدم خراب کاری مامان رو جمع کنم که صدای خواب آلود بابا هم بهمون اضافه شد.
-کارن چه غلطی کردی؟ بچه که ننداختی روی دستمون؟
دستم رو کوبیدم توی صورتم و گفتم: بابا جان من؟ مامان توی عالم خواب نفهمید چی می گم!
صدای مامان بلند شد که خواب از سرش پریده بود و حرصی می گفت: من نمی فهمم چی می گم ور پریده؟ می خواد کارهاش رو بپوشونه ببین چی می گه.
بابا هم من پشت تلفن رو ول کرد و شتابید به مامان تا آرومش کنه و من هم این ور حرص می خوردم که نصفه شبی زنگ زدم بهشون و اینجور بلایی سرم اومده، از اون طرف هم داشتم می خندیدم به این جدال مامان و بابا پشت تلفن!
صدای بابا بلند شد.
-کارن چی می گی نصفه شبی؟ هی ما گفتیم بیا زن بگیر ها، نگرفتی نگرفتی الانم خواب دیدی خیر باشه پسرم. من بخوابم دیگه کاری نداری. خداحافظت!
romangram.com | @romangram_com