#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_241

- من چی کار کنم ....؟

- ......

- منو می بری پیش مامان

نمی دونم الان باید چی بهش بگم ، مامان می دونست ممکنه روژان همچین واکنشی نشون بده که هی می گفت مواظبش باشم ولی الان می چی بگم بهش . ار ماشین پیاده میشم . هوا رو به خنکی رفته . میرم و در سمت روژان و باز میکنم

- پیاده شو

از تو ماشین میگه :

- نمی بری ؟

- الان که شبه ، همراه هم یه نفر می تونه بمونه

- پس من چی کار کنم کیاوش ، اینجا تنهایی

- اول پیاده شو

آروم و با تردید از ماشیین پیاده میشه و بعد کولشو برمیداره و تو دستش میگیره . در ماشین و می بندم . دسته ی موهاش هنوز روی سینه اش خودنمایی میکرد .

- اینهمه آدم اینجاست ، تنها نیستی که

نگاهم میکنه

- کیاوش اونا دشمن منن ، تو رو خدا منو ببر پیش مامان

با دردموندگی اطراف و نگاه میکنه


romangram.com | @romangram_com