#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_227

- بهار دختر بدی نیست ولی با دخترایی که تو خانواده و ایل من هستند خیلی فرق میکنه . ما تفاوت های فاحشی با هم داریم . شاید بعضی وقت ها مقایسه میکردم بهار و بهش گوشزد می کردم ولی بهار نمی تونست تغییر کنه . شاید اگه یکم اخلاقشو تغییر میداد می تونستم روش فکر کنم ولی الان نه .

- پس چرا باهاش موندی و به همه گفتی می خوای باهاش ازدواج کنی

- روژان من یه بچه ی 12 ساله نیستم یا یه پسر 18 ساله که دیگران برام تصمیم بگیرن ، می خواستم بهشون نشون بدم که خودم می خوام واسه زندگیم تصمیم بگیرم

آروم زیر لب میگم

- درک می کنم

- واسه هردومون خیلی سخته و دیگران با حرف هاشون سخت تر میکنن

نوازش دستش هنوز ادامه داره ، امشب حالش خوب نیست ، دلم واسه هر دومون می سوزه

- بهار چی میشه ؟

سرشو تکون میده

- میره پی زندگی خودش

- ناراحت نمیشی

دوباره یه نگاهی بهم میندازه و دستمو یه کوچولو فشار میده

- من بچه نیستم روژان و از اول می دونستم بودن با بهار یه جایی باید تموم بشه

- پس اون چی ، اونم میدونست

- من هیچ وقتی در مورد آینده باهاش حرف نرده بودم . اما وقتی تو اومدی تو زندگیم حسادت اون بیشتر شده بود ولی اصلا ارتباطی به رابطه ی ما نداشت .


romangram.com | @romangram_com