#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_200

- من فقط به شما گفتم

البته به کیاوشم گفتم ، چرا هیچ کس به حرف من گوش نمی کرد .

- باشه دخترم ، ولی دیگه اصلا به این جور چیزا فکر نکن و به زبون نیار . اونا بفهمن تو این فکرا تو سرته و حرف از طلاق زدی ، دوباره خون و خون ریزی شروع میشه . ایندفعه انگشتشون سمت کیاوشه . اگه میر حسین بفهمه همه ی آزادی هایی که بهت داده می گیره ، میدونم برمیگردونتت تو عمارت .

دستاشو دندون میگیره ، نگران پسرش شده بود فقط به خاطر چند تا جمله من ، نگران بود که نکنه واسه پسرش اتفاقی بیوفته .

- من نمی خوام برگردم به اون عمارت . نمی خوام هیچ کس آزار ببینه فقط می خوام آزاد باشم

- روژان جان ، این زندگی تو ، تا ابد تا وقتی که هستی و از خدا عمر میکین ، این زندگی رو بساز ، نمی گم سخت نیست ولی تو می تونی

چرا هر کس به من میرسه همون حرفارو میزنه ، این زندگی مال من نبود که من بخوام هر جور دوست دارم بسازمش . این زندگی ساخته شده بود بدون اینکه حتی نظر منو بپرسن . من می خوام این طوق بندگی رو از گردنم آزاد کنم ، این کمترین حق یه آدم بود . اونا این حق و هم از من گرفته بودنند .

- من نمی تونم

- می تونی عزیزم ، این حرفو نزن . تو دختر شجاعی هستی ، قوی باش و زندگی رو هر جور دوست داری بساز

- این زندگی ، زندگی من نیست

- هست ، این زندگی مال تو ، پس بسازش

- مامان من اصلا کیاوش خان و نمی شناسم

- بشناس ، اجازه بده تا بشناسدت . اگه تو بخوای تو زندگی شناخت ایجاد میشه

همه داشتن منو دیونه میکردن . نمی خواستم و این اجبار کار و برام سخت تر می کرد . دوسش نداشتم . اصلا اون که یه نفر دیگه رو داشت تو زندگیش پس چرا داشتن با احساس من بازی می کردن . آخه من تو خونه کنار کیاوش چه آینده ای می تونستم داشته باشم .. یه آینده ی روشن و خوب ..؟

من الان فقط دارم روزها رو می گذرنم . دلم می خواست یه زندگی نرمال داشته باشم . مگه من احساسات نداشتم ، مگه من دل نداشتم . بعضی وقت ها کم می آوردم از دست این روزگار . هر روز بیمارستان و خونه ، منم به تفریح احتیاج داشتم ، منم دوست داشتم کنار مردی که دوستم داره و عاشقمه قدم بزنم ، برم خرید ، با هم بریم بیرون . دوست دارم مثل همه ی زن های دیگه که شوهراشون با عشق نگاهشون میکرد نگاهم کنه ، یه نفر باشه که به هم عشق بورزیم و از عشق سیرابم کنه . چرا هیچ کس از دل من خبر نداشت از دل یه دختر جون و پر از احساس که احساساتش سرکوب شده بود .


romangram.com | @romangram_com