#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_199

- ببخشید مامان . نمی خوام بی ادبی کنم ولی کیاوش خان دختر دیگه ای رو دوست دارن و من به خودم اجازه نمی دم خطر قرمز ها رو رد کنم

اینا رو میگم تو دلم میگم : آخه کیاوش اصلا اون مردی که من می خوام نیست . اخلاق صفر ، بی اعصاب ، کنترل نداره ، از مهربونی ام که کلا چیزی نمی فهمه ، من چطوری نزدیک این مرد بشم آخه . در ضمن من صد سال سیاه خودمو کوچک نمی کنم و نزدیک یه مرد نمی شم .

- میدونم ، ولی خود کیاوش هم می دونه که با وجود تو دیگه نمی تونه با بهار ازدواج کنه

- راستش من ، به کیاوش خان یه پیشنهادی دادم

- چه پیشنهادی عزیزم

- خوب راستش ، من گفتم که طلاق بگیرم

- وای روژان جان چی می گی ؟

هراسون میگه :

- دختر هیچ وقت به این چیزا فکر نکن چه برسه به اینکه به زبون بیاری

- آخه من ...

دستشو دراز میکنم و دستمو می گیره تو دستش

- تو که نمی خوای دوباره خون و خون ریزی شروع بشه ، اونا پسرمو می کشن

من نمی خواستم هیچ کس آسیبی ببینه . من فقط می خواستم آزاد بشم از زندگی که دیگران برام درست کرده بودنند

- به خدا من نمی خوام هیچ کس آسیب ببینه

- پس نگو ، دیگه هیچ وقت این حرفا رو جایی نزد ، اگه باد به گوش کسی برسونه بیچاره میشیم


romangram.com | @romangram_com