#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_186

- که زن من نیستی ، نه . خوب اگه زنم نیستی ثابت کن

بیشتر خم می شم سمتش . لرزش خفیف بدنشو می بینم واما به روی خودم نمی یارم . داشت با غیرت من بازی میکرد . با دستاش می خواد مانع جلو رفتن بشم

- چرا می لرزی ، خوب می گفتی ، من شوهرت نیستم ، آره ؟

- کیاوش برو عقب الان یکی می بینه

- ...

- کیاوش برو عقب

- کی بود روژان ؟

- برو عقب می گم بهت ، به خدا می گم

قانع شده بودم ، یکم از موضعم می کشم عقب تر

- زود

نفسشو حبس شده اشو آزاد میکنه

- یکی از پزشک های بیمارستان بود

یه دکتر بود و احتمالا هر روز با هم برخورد داشتن . ترس روژان ، رنگِ پریده اش ، لرزش دستاش ... یه چیزی این وسط می لنگید .

- چی گفت

- چی چی گفت ؟


romangram.com | @romangram_com