#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_185

کارد میزدن خونم در نمی یومد . به زن من پیشنهاد ازدواج داده بودن و من مثل کبک سرمو تو برف کرده بودم و می خواستم وجودشو تو زندگیم انکار کنم . کیاوش آخه چه قدر احمقی . زنم بود و من غافل بودم از همه ی مسئولیت هایی که داشتم ، ولی این نشون میداد که من باید هوشیار تر باشم . بهش پیشنهاد ازدواج شده بود .

- کی بهت پیشنهاد ازدواج داده ؟

- ولی کن کیاوش

- ول کنم ، چی رو ول کنم ، گفتم کی بهت پیشنهاد ازدواج داده

نگاهم می ره سمت دستاش که توهم قلاب شده بود

- هیچ کی

- روژان ببین الان دارم ازت می پرسم جواب نمی ده ، بعد ...

- کیاوش به خدا من بهش گفتم ازدواج کردم ، همیشه هم انگشترم دستمه

- با اوناش کاری ندارم روژان ، میگم کی بهت پیشنهاد ازدواج داده

- بس کن کیاوش

- حرفامو نمی فهمی ، خوشت می یاد یه جور دیگه برات بگم که مفهموم باشه .

خم می شم سمتش

- ازت پرسیدم کی به زن من پیشنهاد ازدواج داده

- من زن تو نیستم ، هر کسی هم بوده به تو ربطی نداره ، تو شوهر من نیستی

فریاد میزد ، احمق داشت با اعصاب من بازی میکرد . زن من بود . درسته با عشق ازدواج نکرده بودیم ولی الان شرعا و رسما زن من بود


romangram.com | @romangram_com