#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_182
به روبرو خیره میشه ، می تونم از نیمرخ زخم گوشه لبشو ببینم . چه قدر احمق بودم که فکر می کردم هیچ چیش نشده .
آخه بگو تو رو چه به این غلطا که رو زن دست بلند کنی ، بیچاره این دختر ..
از دیروز که یه سری موضوعات رو فهمیده بودم ، نظرم عوض شده بود . سپهر مقصر بود و روژان حلا باید چوب اشتباه اونا و رادمان و بخوره .
- چرا اینطوری شدی آخه
دندوناشو روی هم فشار میده ولی حرفی نمی زنه . سکوتش آزار دهنده است . تکیه میده به صندلی و مثل خودش خیره میشم به روبرو . چند دقیقه ای سکوت می کنم تا شرایط و بسنجم .
- نمی خواستم اینجوری بشه
- .....
- روژان
- من تقصیری نداشتم ، میر حسین
- می دونم
سرشو برمیگردونه و نگاهم میکنه ، سرمو برمیگردونم تا صورتشو ببینم
- اگه می دونستم این اتفاق ها نمی افتاد
سرشو تکیه میده به پشت صندلی . هر دو تامون به پشت صندلی تکیه دادیم و داریم همدیگرو نگاه می کنیم
- من .. نمی خواستم این جوری به زندگیت تحمیل بشم
نگاهش میکنم . رنگ پریده اش ، صورت کبودش ، زخم گوشه ی لبش با اون دختری که اولین بار تو لابی دیدم خیلی فرق میکنه .
romangram.com | @romangram_com