#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_170

- ممنون

نفس کشیدن سخت بود ولی باید جلوش مودب می بودم همونجوری که هستم . دایه دستمو تو دستش میگیره .

- این روژان ما خیلی دختر خانومیه

روژان ما ، از کی تا حالا .

نگاهش داره ذوبم میکنه ، کاشکی دیگه نگاهم نکنه ، خونه به این بزرگی ذوم شده رو منه بدبخت

- من برم یه فکری واسه عصرونه بکنم

- زحمتت میشه دایه

- نه خانم این چه حرفیه ی

ناباور به رفتن دایه دارم نگاه میکنم . این چه کاری بود با من کرد . منه بدبخت و با خانم تنها گذاشت و رفت . ای خدا آخه من چقدر بدببختم . الان با این زن چی کار کنم تنهایی .

- میشه سرتو بالا بگیری عزیزم

این زن چه قدر رک حرف میزد ، حالا من سرم پایین باشه چی میشه مگه . مودب باش روژان ، رفتارتو درست کن . اینا رو به خودم میگم و سرمو بلند میکنم تا صورتمو ببینه . مگه نه اینکه پسر خودش این بلا رو سرم آورده ، نباید خجالت بکشم .

نگاهش میکنم ، یکم نگاهم میکنه و بعد به حرف می یاد

- دستش بشکنه ی پسره ی پرو ، ببین چی کار کرده صورتشو

چشمام گرد شده

- الهی بمیرم ، درد که نداری عزیزم


romangram.com | @romangram_com